خلص سوانح نقیب "آروین"
نقیب متخلص به آروین فرزند عبدالغفور در برج حوت 1356 هـ.ش به قریه چاکرها قلعه نو ولایت بادغیس متولد شد دوره مکتب را تا صنف یازدهم به لیسه حنظله بادغیسی خوانده و بعدا" صنف دوازدهم را در لیسه جامی هرات به پایان رسانید.
زمانیکه طالبان در افغانستان مسلط شدند، چاره جز مهاجرت به کشور ایران نداشته و از مملکت خارج میشود.چون که علاقه زیاد به مسایل فرهنگی داشت در چوکات دفتر آِینه که در مشهد فعالیت داشت شروع بکار نمود.
باید متذکر شد که آروین از دوره مکتب به استعداد شعری خود پی برده و شروع به سرودن اشعار در قالبهای کهن شعر دری کرده و اشعار را میسرود که مورد توجه اطرافیان و استادان مکتب قرار میگرفت و نقیب را تشویق میکردند بعداز ختم دوره طالبان آروین به کشور باز گشته و شروع به فعالیتهای فرهنگی خود در شهر هرات نمود. ابتدا مسئول کانون جوانان هرات بود و بعد از آن مدیر مسئول روزنامه اتفاق اسلام گردید و چند مدتی آمر رادیو و تلویزیون هرات بود و فعلا" هم مدیر مسئول روزنامه اتفاق اسلام در شهر هرات میباشد.
نقیب جوان زحمتکش و پر تحرک در زمینه های فرهنگی میباشد که میتوان ایشان را نمونه خوبی برای سایر جوانان به حساب آورد. آروین به شاعران مانند: بیدل، حافظ، قهارعاصی، سهراب سپهری، نیما یوشیج و فروغ فرخزاد علاقمندی وافر داشته و اکثر اوقات اشعار شان را بخوانش میگیرد.
شکل و محتوای اشعار آروین: گرچه نقیب آروین در ابتدا اشعار خودرا در قالبهای کهن شعر دری میسرود ولی بعد از مهاجرت وآشنایی اش با قالبهای نو شعر فارسی دری علاقمند سرایش شعر به این قالب ها گردید و اکنون شعر نو میسراید.
آروین در اشعارش مسایل و واقعات و اوضاع سیاسی و اجتماعی افغانستان را خصوصا" در مدت زمان دهه آخر مورد توجه قرار داده و آنهارا تحلیل و تجزیه نموده و از زاویه های مختلف مورد بررسی قرار داده است. و در نتیجه افکار و آرای خودرا بیان نموده است. –
افکار و نظریات آروین بیانگر وضعیت بهم خورده و مغشوش از جامعه فعلی افغانستان میباشد، که در آن به اساس دخالتهای دستهای خارجی و بی توجهی عناصر داخلی یک وضع نابسامان را به وجود آورده است که این وضع خراب ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به حالت رکود آورده و نشانه از یک امید خوب نسبت به آینده به وضاحت دیده نمیشود. که باخواندن چند نمونه از اشعارش در مجموعه که به عنوان مرگ بر الفبا به چاپ رسانده میتوانیم افکار و آرا آروین را درک نماییم.
نمونه اشعار آروین:
جوانی آفتاب
مسافر
هان! مسافر چشمانم تا کجا؟ سفرت خوش باد
« میروی و نمی آیی»؟ تلخ تر خبرت خوش باد
من ادامهء آوازم دره های سکوت اینجاست
توکشالهء آغازی بشنو این ثمرت خوش باد
من به هیاءت کوهستان در مساحت خورشیدم
توقیامت تنهایی بعد ازاین گذرت خوش باد
در خیال که روزی باز آب رفته به جو آید
بزر موسم بی باری بخت بزر گرت خوش باد
بیتو عشق و نوازش را حس نکرده دودستانم
هرکجا نشیمن شد سبز باد و سرت خوش باد
بوی خون
آری!
این حرف
بوی خون دارد:
یورش آرودند
عاریت نشینان آن سوی خاک
گفتند:
ما فرستادگان دسته جمعی خداییم
و دین نوینش را
در استوای فاجعه
ایجاد میکنیم
گفتیم
از این حرف
بوی خون میآید
و طبل مرگ را
کوفتن گرفتن
و دیدیم کثافت شان را
که در شریانهای شهر
جاری بود
پیران حکایت میگفتند از...
پیکار زخم و خنجر را
که سخت پنهان بود
و سخت آشکار...
برکت
از تن خونین زمین
یله شد
برّان تر دعا ها
از برش افتادند
و زمان بیراه میرفت
و شاعر اما...
سرنوشت خاک خوردهء
آدم را
با تراشه های حسش
در واژه های
کاغذین
میزان میکرد
و شاعر اما ...
زمان را پیرو نبود
تا شاعرانگیش
بیشی گیرد
و شادمانگی هم
در ذهنش
اسکان نیافت
تا حس چندمینش
نیز
مُرد!
بغض
نگاهت این طرفها گشته یا نه
دلت مانند دریا گشته یا نه
بماند بغض بسیار گلویت
بگو ذوقت شکوفا گشته یانه؟
خواب
خوابی خوش نیست
کسی غم نان میخورد
وکسی جان....
شهر ناخوش است
انگاره دیگر
فراز باید کرد
در روشنگری آب
عقده گشایی مکن
از هیچ مگو
خوابی خوش نیست!
قریه
ابر از لب خشک گشته رود نگفت
ماه از تب داغ ما خبر بود نگفت
شب دیده که قریه را چی پیش آمده است
آب از سرما گذشت پدرود نگفت
اقامت
باخالی ی خانه ها رفاقت دارم
در رفتن آفتاب عادت دارم
من مانده ام و تمام دنیای خودم
من بر سر گور خود اقامت دارم
باهرچه که بود بود طاقت کردم
از بودن خویشتن اطاعت کردم
با آنهمه ای مرگ بگور است بگو
پشت سر زندگی شکایت کردم؟!
راه سوم اینست که ...
بگذریم آقای عاشق
جنازه های خواب رفته را
از متن اگر برداریم
برای ادامه حیات
به آینده
باید برگشت
واپسین آموزه را
از زبان میجوییم
که جهان را
در چهار حرف
کی خلاصه کند!
پیش از همه بگویم
که گفتم
بگذارید
ماه
از تشویش پایین بیاید
مارکه سیاه و سفید ندارد
لویه جرگه راهم حتماً
قبل از اعدام داکتر نجیب
برگزار میکنیم
باقی قضایا
تاحرف آخر
معطل!
در رادیو افغانستان خبری نیست
تنها کابل مرکز جهان است
و به احتمال رود راین
از وسط این شعر
بگذرد
به احتمال
این بیهودگی ها را
تعویذی خواهی دید
که خواب گوساله ای را
در دشت های دور بگوا
محکم کند
فعلاً که
میدان هوایی بگرام – پروازهای انگلیسی
پروازهای - - میدان-
ستاره گان ما شاید
بزرگترین وطن پرستان اند
این شب به غلط
|
||
|
|
||
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
||
|
|
||
|