سوانح مرحوم ابوبکر (محزون) یکتن از شعرای بادغیس : مرحوم ابوبکر (محزون) ولد ذال بیک قوم سرخابی متولد قریه باغک مرکز قلعه نو ولایت بادغیس که در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی تولد و حیات خود را فقیرانه باکمال صداقت و راستی بی آلایش در خدمت مردم مستضعف و محتاج خویش وقف کرده و همچنان به مردم ودیارش عشق وعلاقه سرشار داشته که بطور همیش به غم وشادی شان شریک بوده در حل وفصل معضلات آنها سعی وتلاش بیدریغانه نموده است.مرحوم (محزون) در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی از طرف مردم قلعه نو دو دوره بحیث رئیس بلدیه و در سنه ۱۳۳۷ هجری شمسی دو دوره بحیث وکیل شورای ملی از طرف مردم به وقت وزمان آن انتخاب گردیده است.محزون در شعر وادب نیز دسترسی داشته و دراشعار خویش صادقان را مورد احترام وظالمان را مورد سرزنش قرارداده و چهرهء شان را افشاء نموده است.یک تعداد از اقارب نزدیکش به اثر تقاضاهای مکرر ارادتمدان ودوست دارانش بخصوص مردم شریف ولسوالی جوند تصمیم گرفتند که سروده و گفته های شان را جمع آوری وترتیب نموده و کتاب تحت نام (نوای بادغیس) بچاپ رساندند. تا به دسترس دوستان و علاقمندانش قرار گرفته و از آن مستفید گردند. باالاخیره مرحوم ((محزون)) روز چهارشنبه مورخ ۲۶/۱۱/۱۳۶۲ بعمر (۷۵) سالگی به زادگاهش (قلعه نو) چشم از جهان فانی فروبست وجان به جان آفرین تسلیم و جنازه اش در قریهء دهن قرقیطو گذر خلیفه بهرام علیه الرحمه بخاک سپرده شده است، روح اش شاد ويادش گرامي باد. نمونه از سروده های مرحوم محزون:
نــــاله
از سوز عشــق ناله کشــــــید استخوان ما کس را مبــاد آگه ز درد نهــان مـا
در بحر عــشق غوطه زدیم هرچه بـادا باد غرقیم همچنان که نه بینند نشان مـا
هرکس نکرده نــوش می جام عشـــق را لذت ندیده در دو جهان برگمـان ما
ما سوختیم آتــش ما را کسی نـــــــــدیــد بوی وفا بیرون شود از خاکدان ما
از من مپرس قصهء عمـرم چسان گذشت ماندست ناتمــــــام مگر داستان ما
((محزون)) شدم به شادی دنیا مرا چه کار الله مگر که جـلوه کند داستـــــــان ما
ارسالی عصمت الله مهربان
www.badghis.com